نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن mhnevis.blog.ir ferfer

نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن

کلماتی برآمده از وجود من...

حدیثه مون...

امروز ساعت هشت صبح : 

غزاله...یچیز میگم بین خودمون بمونه...من چند ساعت پیش که خواب بودم ، خوابِ حدیثه رو دیدم! امروزم هیفدهمه دقیقا...سومین ماه از نبودنش.. بعد تو خواب نمیدونم کجا بودیم اما مطمئنم همین دنیا بود ولی من تا دیدمش بغلش کردم و کلی گریه کردم و هی بهش میگفتم خودتی حدیث؟ گفتش آره ببین من اصلا نمرده بودم...منو بعدا یکی " گفت اسمشو ولی من یادم نیست " از خاک درآورد چون فهمید زندم... غزاله من واقعا نمیفهمم این خواب ینی چی...قبل اذان صبح بود تازه...


چه کنم با این خواب؟

چقدر دلم تنگته حدیثم...

تولد خواهر بزرگمون:)

امروز شونزدهمه و یعنی روز تو رسیده..😍

تویی که خواهری و هیچکس برام به اندازه تو مهم نیست...😎

آره منم مهدیسم... همون مهدیسم که وقتی کوچیک بودم میرفتی یه شب خونه مهین جون بمونی ، صبح زنگ میزدم که پاشو بیا ...چون دلم تنگ میشد...💔😭😂

حتی باید بدونی اگه بری خونه شووَر من بازم هر روز اونجام😑😏😂

باید بدونی موفقیتت آرزوی همیشم بوده...💞

تو کسی هستی که اولین مدلم شدی و هیچوقت بخاطر عکسایی که ازت گرفتم پول ندادی📷📸😂💸

تو کسی هستی که تو بچگی همه میگفتن وقتی من به دنیا بیام بهم حسودی میکنی اما خب قشنگگگ ضایع شدن و ما از همه خواهرا حتی نزدیکتریم به هم😜😌

تو همونی که کلی شبا رو تخت از پایین و من از بالا باهم گفتیم و خندیدیم😂🙈

تو قشنگی😘 ، مهربونی💕 ، تپلی😍 ، چشمات رنگیه😎 ، خوش تیپی 👔و چه دلیلی هست برای دوست نداشتنت؟😑😂

چه دلیلی هست برای صمیمی نبودن؟😉

تو همونی هستی که بیست سال پیش همین شیش ساعت و نیم پیش تو بیمارستان سپیر به دنیا اومدی و یکسال و هشت ماه بعدش من ، یعنی باحال ترین خواهر دنیا اومدم پیشت 😆😃و الان که تو اتاق نشستی میخوام بگم تولدت مباااااارک😍😌💜🎉🎈🎂🎁👏

درگیری های کنکور

بابا میگه تمام تلاشتو بکن تا دولتی قبول بشی...

میگه درس برات خیلییی مهمه...

هنوز نگفتم تصمیم دارم دوتا کنکور بدم!!

ولی گفت هییچ دغدغه ای نداشته باش...

هیچ نگرانی ای نیاد تو ذهنت...

تو ذهنت اینه دوربین و لنز بهتر داشته باشی؟

دانشگاه دولتی قبول شو هر دوربینی بخوای میخرم برات..!

میشه برای من و همه دوستام دعا کنین رتبه خوب بیاریم و دانشگاه دولتی قبول بشیم؟


کنکور زبان

اول که سلام...ببخشید بعد یک ماه اومدم :دی

دوم : رفقا کسی اینجا کنکور زبان داده؟ یا اطلاع خاصی از کنکور زبان دارید؟ 

اگه آره لطفا بهم بگید...

سوم : هرجا ، هروقت مسابقه عکاسی دیدید مرا خبر نمایید...با تشکر :دی

چهارم : به کسی که برای بار دوم کنکور قبول نشده چی باید بگم؟:(((( که هیچکدوممون غصه نخوریم:((

قسمتی از من و تو رو کاغذ...

می نویسم به یاد روزای جذابی که اومده بودم اونجا پیشت..

مینویسم از زبون مهدیسی که از ۱۴ آبان ۹۴ شده بود اولین هوادارت...که با خودم عهد داشتم این تاریخ تا نداشته باشه...
منی که همیشه و هر لحظه بودم کنارت...که واقعا افتخار بود دوستی باهات! رفیق بودن باهات...قشنگ بود که میتونم باهات حرف بزنم و صمیمی بودی باهام...مثل یه برادر نه فرا تر از اون بودی برام...
 همون روزی که استوریمو گذاشتی استوریت و گفتی هوادارای من نور چشمای منن بهشون کار نداشته باشید ، کلی حالم خوب بود...دور بودم خیلی اما حالِ دلم خوب شد که هنوز منو یادت نرفته...
کاش اون روز تموم نمیشد و هنوز همون سامان بودی! همونی که همش از بی معرفتی گله میکردی الان خودت اونجوری نشی...بحث توقع نیستا بحث دوستیه...بحث رفاقت!!
با هر دوستت که یکسال نیاد پیشت اینکارو میکنی؟ اینجوری میذاریش کنار؟ که تو تنهایی و دلتنگیش برات غرق بشه؟
تو همون سامانی که بهم دلداری میدادی رفیق؟ واقعا همونی؟ همونی که میگفتی شماره مامان یا باباتو بده اگه نمیذارن بیای پیشم زنگ بزنم بهشون؟ هنوز همون آدمِ دلسوزی؟ 
من هرکاری تونستم کردم بیام پیشت اما نشد...

قسمتی از حرفا که بزودی میدم بخونی و...💔

خداحافظی با یازدهمین سال تحصیلی!

خب خب!!

نتیجه دلخواهم رو نگرفتم....تامام :دی

یعنی دلخواه که چی بگم افتضاااح بووود:/

معدلم شد 16/67 و از الان به بعد یه کنکوری حساب میشم...

لطفا نگید خوووبه و اینا چون میدونم واقعا بده...

به یک آدمی که ریاضی فیزیکش خوب نیست چه میشه گفت؟:/

" کسایی که نمیدونن : یازدهم = سال سوم دبیرستان "

برای دوستای کنکوریمون که آخر هفته کنکور دارن دعا کنیم:))


هیچکس حواسش نبود...

همیشه وقتی تو جمعی بودیم ، اگه آقایی دیر میومد ، شوخی میکرد و یا به خودش یا به خانومش میگفت : رفته بودی پیش اون یکی؟ 

منظورش حضور زنی دوم بود گرچه به هیچکدام نمی آمد اینگونه باشند!!

اما هیچوقت ، هیچکس ، حتی انگار به او شک هم نمیکرد!!

اما دقیقا خودِ او بود که اگر کمی دیرتر می آمد به خانه ، همسرش مطمئن بود پیش اون یکی رفته....


ادامه دارد..

بعد غر زدنا گفت!

گفتم توقع داری بگم چی؟ 

گفت : بگو مرسی که روی واقعیتو نشونم دادی که باعث شد از توهم‌ دوست داشتنت دست بردارم!!

چقد بده تموم بشه چیزی که توقعشو نداری!!!

.

سلام رفقا:)) حالتون چطوره؟ ببخشید دیر اومدم سر زدم این یه ماه!! امتحانای من تموم شد و هفته بعد کارنامه میدن:/ دعا کنین سال آخری نیفتاده باشم:/

از الان بنده کنکوری حساب میشم-__-

لطفا دعا کنین..

لطفا خواهشا

برای تمام کسایی که بیمارن و این شبا یا تو بیمارستانن یا دارن درد میکشن دعا کنین...

بین دعاهاتون یاد مامان بزرگ منم بکنین که یه هفته س بیمارستانه:((

مامان بزرگم سنی نداره لطفا دعا کنین براش...

تصورتون از....

تصور کنین!

تصورتون از ده سال بعدِ من چیه؟

چه شکلیه؟

با جزئیات برام مینویسین؟:))

۱ ۲ ۳ . . . ۱۷ ۱۸ ۱۹
Designed By Erfan Powered by Bayan