بایگانی مهر ۱۳۹۷ :: نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن mhnevis.blog.ir ferfer

نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن

کلماتی برآمده از وجود من...

19 روز یا...؟!

فقط 19 روز تا تولدت...

تولدی که تو این سه سال اولین تولدیه که کنارت نیستم...

یعنی نخواستی که باشم!!

از طرفی اگه امسال هم بودی ، 16 روز دیگه یعنی 14 آبان سالگرد آشنایی ما میشد...

سالروزی که هرسال برات متن مینوشتم و بهت ، به خودم تبریک میگفتم...

اما امسال نیستی ... نیستم..

امسال وقتی بهش ، بهت فکر کنم ، اشک میریزم..

چیشد که اونجوری برات نامه نوشتم و تمام دق و دلی ها رو سرت خراب شد؟!

تمام دلخوریا ریخت رو سرت؟!

چیشد که دیگه نشدی برام همون عشقی که میخواستم؟!

کاش بودی...

کاش انرژیات بود و ...

پیشاپیش تولدت مبارک منی باشه که جونم تو بودی...

اما حالا شاید شنیدن اسمم برات خوشایند نباشه...

تولد عشق کوچکِ من❤

این پست قرار بود دیشب آپلود بشه که نشد .. تولدش 18 مهره🎂
.
عشق کوچک من...😍
امروز یکسالت میشه و این یعنی من یکساله عاشقتم...🙈
کاش وقتی بزرگ میشی یادت بیاد تو این زمان قشنگ میمردم برات😭😍
برای تمام لحظات این یکسال ذوق کردم👊
 برای چهار دست و پا رفتنات ❤
برای خندیدنای دلبرانت😘
برای چال دستت😱
برای قدم کوچولو برداشتنت🏃
عزیزدلم...💙
تو این یکسال شدی عشقم و امروز تولدته🍰🎂
و هیچکس به اندازه من خوشحال نیست😃😇
مرسی از خدا که تو رو برام فرستاد😎
امیرطاهای قشنگم😍
یکسالگیت مبارک👏💃💃
.
اون تابلو منحصرا کادوی منه .. 35 تا عکس امیر طاها از یه هفتگیش تا نزدیک یکسالگیش هست که چاپ کردم روی شاسی و باقی کادوها از طرف بقیه اعضای خانواده ست😍😎👏😇💝📸
.
پ.ن : کیفیت عکسا بالاست نمیدونم شما با چه کیفیتی میبینین!!

خیانت..

کاش اگه قراره خیانتی به همسرتون بکنید ، اصلا ازدواج نکنید..

چون بعدش بچه هاتون هم درگیرتون میشن..

چون بعدش اعتمادی نمیمونه...

چون حرفتون ارزشی نداره...

کاش اصلا با این حال ازدواج نکنید...!!

مدرسه_1

قصد دارم تا بعد کنکور ، براتون از اتفاقای مدرسه کم و بیش بنویسم..

این پست ها شماره گذاری میشن...

که هم بمونه برای خودم هم شما بخونین!!

.

امروز روز اول مدرسه برای من بود چون هفته قبل مشهد بودم...

از جذابترین اتفاقا دیدن رفقا بود که بعد از کلاسای تابستون ندیده بودمشون..

اتفاق دیگه ، دبیر ادبیات جدید بود...خیلی دلم میخواست خانوم سلمانی دبیرمون میشد که خب نشد...اول فکر کردم ممکنه خوشم نیاد از خانوم *ش* اما تا شروع کرد به درس دادن و محو درس دادنش شدم ، اصلا عااالی بود..

حس کردم تا الان اصلا عشق به ادبیات در من نبوده.. انقدر جذاب متن و شعرهای سعدی رو معنی کرد و به خدا ربط داد که قشنگ لذت بردم از تایم کلاسش❤

دعاتون کردم..

گمونم همتون میدونین که من مشهد هستم...

اکثر کسایی که یادم بود اسم بردم و کسایی که یادم نبود گفتم یادم نیست و همه رو در کل یاد کردم..

به نیت همه زیارت امام رضا رو خوندم و دعاتون کردم..

این اسم ها یادم بود : حریر ، تد ، حورا ، هلیا ، پری ، آقای دال ، آقا گل ، میرزا ، هما ، آقا رامین ، غزاله ...

امیدوارم حاجت روا شین و برای منم دعا کنین❤

پ.ن : دوربین نذاشتن ببرم حرم ، عکس با گوشیه و بخاطر زاویه ام و نور اطراف حرم ، خوب نیفتاد...

پ.ن۲: ده دقیقه پیش از حرم اومدم🙏

Designed By Erfan Powered by Bayan