بایگانی اسفند ۱۳۹۵ :: نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن mhnevis.blog.ir ferfer

نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن

کلماتی برآمده از وجود من...

عـــید همین حوالیه و این صوبتا:)

اسفندِ امسال هم دود کردیم و تمام شد . . بعضی اوقات خاکسترهایش به عمق وجودمون نفوذ کرد و اذیت شدیم . . گاهی هم با اوضاع ساختیم و با روزها خودمون رو وفق دادیم . . حال آخرین ساعاتِ سال هم در گذر است . . به راستی چقدر لــذت بردیم از این فراز و نشیب ها؟! میدانم زمان هایی بود که در شرایط بسیار سخت بوده ای ، اما این را بدان در تمام این لحظات کسی بوده که هیچگاه فراموشت نکرده . . کسی که از روحش درونت دمید و قول داده که همیشه مراقبت باشد . . حالا خـــوب است بگویم در تمام این سالی که گذشت منــی که تو را رفیــق خود نامیده ام ، ســعــی کردم هرطور میتوانم لبخندی بر لبانت بیاورم و امیدوارم موفق بوده باشم اما آرزوی من برای تو ای مــهــربــان ، لبخندی همیشگی ، رسیدن به آرزوهای قشنگــت ، رفتنِ مهربانی در تمام رگ هایت ، سلامتی ات است . . ! فراموش نکن مهدیس رفیــقِ همیشگی ات خواهد ماند❤️

عـــیـــدت مـــبــــارڪ😍

٭ عاقا مثل اینکه خیلی درگیر اسم من بودین برای همین تو متن دیگه ذکر کردم😂😂

٭و اینکه بلاگرای بزرگتر ، عیدی نمیدین بهمون؟ :)))

95 ســال خـــوبـــی بود یا نـه؟ نـــمـــے دانــــم

سال 95 هم نفسای آخرشه دیگه!! 

همیشه فکر کردن به روزا ، ماه ها و سالای پیش رو دوست داشتم . . ! 😃

سال 95 قطعا بدی هم داشت ، اما احتمال زیاد خوبیاش بیشتر بود . . 

اوایل سال ، همون فروردین . . اتفاقی افتاد و من رو از نــگـــار ، عزیزترین جانم دور کرد. . مدت زیادی بود و خیلی اذیت شدم . . قضاوت کردم و بعد از مدت ها بالاخره تونستم باهاش حرف بزنم . . البته الان کنار هم خیلی خوشحالیم:) 

نیلوفرم  که  عزیزدلمه و همیشه و همیشه کنارم بوده و خواهر قشنگمه:) 

خرداد ماه بخاطر انتخاب رشته و عوض کردن مدرسه ، از دوستام جدا شدم و از اون موقع ندیدمشون. . .

چند ماه پیش هم کسی که کنارم بود ولی به وجـــودش پی نبرده بودم ، خدا عقلی بهم داد و فهمیدم فــــاطـــــمــــه کنارمه و قدرشو میدونم . .

امسال هم خیلـــی بیشتر از زمانای دیگه ، بواسطه تشویق و دلگرمی عزیزای دلم ، متن نوشتم و سعی کردم تلاشم بیشتر بشه و موفق تر بشم . .

از اتفاقای بـــد اخیر این بود که فهمیدم آقـــای فتاح متاسفانه یا خوشبختانه ، با دابشو فعالیتشونو" فعلا یا کلا اطلاع ندارم " قطع کردن . . که قشنگ دو سری که رفتم قلهک ، گریه و این صوبتا داشتیم و با صحبت عزیزان آروم شدم! دلیل ناراحتیم فقط و فقط این بود که دلم تنگ بود و غیر از اونجا نمیتونستم ببینمشون! ولی امیدوارم موسیقی رو لااقل نذارن کنار و بدونن به شدت منتظر آهنگ جدیدم! و اینکه ایشالا تو هر کاری هستن موفــق و سربلند باشـــن😍



پیــشــاپـــیـــش عـــیـــد . . . مـــُبــــارڪ

یــک سال گذشــت . .

یک سالی کنــار همدیگه ...

پر از تجربــه ها و خــاطره های جــدید که باید همیشه تو ذهنمون نگهشون داریم . .

اما خوبه لحظه سال تحویل به این فکر کنیم که امسال چه رفتارایی داشتیم . . 

سال جدید دیگه دلـــی رو نشکنیم . .

سال جدید دیگه بدقـــولــی نکنیم . .

سال جدید قلبمونو از انــســـانیــت پر کنیم . .

سال جدید یاد بگیریم دروغ نگیم . .

ســال جدید رو با بدهکاری شروع نکنیم . .

یـــاد بگیریم دوســـت داشته باشیم و خودمونو ، زندگیمونو از نفـــرت خالــی کنیم . .

ببخشیــم تا بخــشـــیــده بشیم . .

چقدر خوبه لحظه سال تحویل به یــاد همدیگه باشیم . . !

لحظه نو شدن سال ، کمی به نو شدن خودمون هم فکر کنیم . .

چقدر خوبه اگه فکر میکنیم کسی ازمون ناراحته ،

بهش زنگ بزنیم و عذر خواهی کنیم . .

اگه میدونیم کسی که مدت هاست باهاش حرف نمی زنیم ، 

دلش برامون تنگ شده ، حتی با یه پیامک دوستانه خوشحالش کنیم . .

یه کاری بکنیم که عــیــدِ امسال همه ازمون راضی باشن . . ! 

.

پ.ن/ : بدهکار نباشییین عاقااا .. به شخصه حدود هشتاد هزار تومان طلبکارم!! از دوستای صمیمیم...بنظرتون چجوری بگم بهشون پولم را بدن؟!

پ.ن// : اینجا که کسی منو نمیشناسه زیاد ولی امیدوارم کسی رو ناراحت نکرده باشم . .

پ.ن/// : این فقط یه پیش متنه!!! تبریک عید و این صوبتا مال بعده:)))

🇲⚫🇭


دیــدارِ آخـــر . . .

سه سال شد...درست دو هفته بعد از تولدم...بیست و دوم اسفند...

چند روز قبلش حالت بد میشه...خوبِ خوب بودیا نمیدونم یهو چیشد . . .میری بیمارستان ..یادمه با تلفن زنگ زدی به مامانم و با اینکه حالت خوب بود ولی ازش حلالیت خواستی . . .تو مظلوم و مهربونترین بودی ... 

پنجشنبه بود سر سفره نهار مامان و بابا حرف میزدن که بیان ملاقاتت ...دلم پر میکشید بیام ببینمت..ولی اونا گفتن جمعه میبریمت...یهو عمه زنگ زد...گفت دکترا بالا سرتن...گفت گفتن بیاین پیشش...اشک تو چشمام جمع شده بود...بابا نفساش تند شده بود و چشماش درشت...استرس داشت..گوشیو قطع کرد و بدون اینکه دیگه چیزی بخورن رفتن...قرار بود بخوابیم تا بیان خونه...خواب به چشمام نمیومد...قلبم بی قرار بود...انگار میدونست قراره اتفاقی بیفته...من و مهسا خوابمون نبرد...ساعت دو بود که مهسا زنگ زد به مامان و از حالت پرسید...مامان گفت حالت خوبه اما ساعت چهار بهمون زنگ زدن...مامان به مهسا گفت...گفت که تو رفتی...گفت تو برای  همیشه تنهامون گذاشتی...گفت تو رو دیگه هیچوقت نمی بینیم...

گفت آقا میره یه جای سرد و تاریک...میری جایی که دیگه نمیتونم ببینم...

آقا . . .دلم برات یه ذره شده...دلم برای وقتایی که می اومدم خونت و سرم رو م بوسیدی و میگفتی بابا جان خوبی؟ تنگه...دلم برای روزای تولدم که اولین نفر بودی تبریک میگفتی و تاکید میکردی کادومو گذاشتی کنار ، تنگ شده ...بی انصافی نیست؟ الان سه ساله منتظرم بهم زنگ بزنی...سه ساله منتظرم سال که تحویل میشه بهت زنگ بزنم و تبریک بگم...

دلم غش رفت برای نامه ی کوچولویی که برام نوشته بودی...

رفتی ... اما هیچ فکری بهم نکردی...

مظلوم رفتی...

دلم برات تنگه...

میشه منو ببینی و مراقبم باشی؟

آقا جان دیـــدار به قـــیـــامـــت . . !

.

سالگرد سه سال نبودن تنها بابابزرگ . .

ســـلام هـــیـــفده ســالگــی جـــان😃

ســـلـــام هیفده سالگــی عــزیــز..!

خوش اومدی به زندگــیــم...😃

دلم میخواد امسال خیلی بترکون باشـــه...

دلم میخواد اون اتفاقای بـــدی که برام افتاد نیفته..😞

امسال موقع فوت کــردن شــمع آرزو میکنم 

همه کسایی کــه بهتـــرین رفتــارها رو باهام داشـــتن ،

هر لحظـــه زنـــدگـــیشـــون قشنگ تر بــشـــه. . .😍

کــاش لیــاقتِ بــودن بعضــی از آدمــا رو 

کــنـــارم داشـــتـــه بـــاشـــم . . .🙊

امیـــدوارم رفــتـارم اونــقــدر خــوب بشــه که باعــث

نــاراحــتــی هیـــچــکسی نــشــم . . .😔

امیــدوارم خـــدا امســال هم قدرتـــی بــهم بده تــا 

بتــونم یــه جـــوری دوســـتای عزیـــزم رو خوشــحال کنــم . . .🙈

خــوشــحالی بقیه باعـث میشــه از ته دلـــم 

احســـاس خـــوشــبخــتی کــنم. . .💕

خوشحالم این ســالی که گــذشــت خاطــره های 

خــوبــش بیشـــتر از بد هاش بـــود . . .

امــســـال از بعــضـــیا چیــزایــی رو 

یــاد گــرفــتم که باعــث شد بگــم 

خــدا جون شـــکرت کــه کنــارم دارمشـــون . . 👊

خـــدایا مـــرســی که پنج شــیش نــفر از اون

بنـــده های خـــاصِــت رو برای دوستـــی 

مــن فــرســتادی . . .🙏

اونــا اومــدن تا یه ســال فــوق الـــعاده رو 

کنـــارشــون بگــذرونــم . . .

اومــدن بهم ثابــت کنن تا هــســتن 

غــم و غـــصــــه مـــعـــنــی نداره . . .👌

حالــا یک سال دیگه گــذشــت . . .

یک صفحه دیـــگه از زنــدگی من ورق خـــورد . . .

یک صفحه ای که از ساعت یک و نیم نصفه شــب 

سفید و خالـــیه و من تمــام تلـــاشم رو میــکنم 

بهتـــرین چیــزها روش نـــوشــته بــشن . . .😉

دلم نمیخواد حــتــی یک نقطه سیــاه هم روش بیفته . . .😱


هیفده جـــان کلـــی برنــامه دارم بــرات . . .😏

آمـــــــاده بـــاش:)))

شونزده سالگی قشـــنـــگم خــوشحال شدم 

از دیـــدنــت ولی الــان دیگه وقــت رفتـــنتـــه. . .✋

خداحــافــظـــی گــرم با شونزده سالگی 

و ســلامــی جــذاب به هیــفـــده سالگی عزیــزم

تــــولــــدم مــــبـــــارڪ🎉🎈🎂🎁😂

.

زمــان : روز دوشـــنبـــه ســال 1379

ســاعت : یک و نــیـم نصفه شب

مــکــان : بیمــارســتان دکــتــر ســپــیــر

با قــصــد آزار دادن مـــادر جــان:))🙊

زنـــدگـــی با طعـــم شیریـــنِ عــشـــق به شـــما:))

تـــو

 کــــنــارم

 بــــاش ،

 من دیگر چیزی نمیخواهم...😃

آرامــشی عمیق که کنارتون بدست آوردم...

هیچوقت دلم نمیخواد از دستش بدم...😢

بـــدون شــما دووم نمیــارم..👌

تو زندگی هر کسی باید شماها باشین تا اسمش بشه زنـــــدگـــــی!🙊😍

#هـــمــا

#مـــلـــکـــه

e#

#نیـــلـــوفـــر

#فـــاطـــمـــه

😍💞

ســـامـــان جـــانِ کـــریـــمــــی😍

یـــک عــدد خـــواننده مو فــرفــری جــذاب 

چند روز قبل یک آهنگ فوووق العاده رو به طور رسمی منتـــشـــر کردن😃👏

این آهنگ واقعاااا عالیه...البته که من کلا طرفدار آهنگاشون هستم و به شدتتتت دوسشون میدارم:)) 💕

ســــامــــان جـــــانِ کــــریــــمـــی یکی از درجه یک هـــاست...👌

رفتـــاری که با طرفداراش داره ، بی نهاااایت دوستانه س:))) 🙊

صداش هم که خودتون گوش کنین میبینین واقعـــا بینظیره...😍

+ جدیدترین آهنگ اسمش هست : تــــو بـــا مــــن💑

خوشحـــال میشم دانلود کنین و لـــذت ببرین👍

+ من متاسفانه نتونستم لینک رو براتون بذارم😔

دوســتِ خـــاصِ مـــن . . .

ما تــــا آخـــر این زنــدگـــی

دوســـت مـــی مـــونـــیــم . . .

زمان خوندن این جمله ، از بهتریــــن 

دقـــائق عــمرم بــود:)

#E_F

روز جـــذاب در ذهن اینجانب..!

شما فکرش را بکن ، بعد تقریبا چهار ماه یکی از چهره های محبوبت را ببینی...

یک خواننده با موهای جذاب فِــر که خیلیی دوستش هم داری...

با دوست جان که میخواست برای نهارش چیزی بخرد ، از سالن سینما

بیرون بیایی و منتظر تا غذا حاظر شود..! که یهو اون از پله ها پایین بیاید و

تو بدوی سمتش..! انقدررر ذوق داشتم که قابل درک نیست.. ناگفته نماند که ایشون منو کامل میشناسن:)))) 

تا من رو دیدن گفتن بــه بـــه چه عجب اومدی..

من : دیگه دل تنگ بووودم😍😭

اوشون دست دادن بهم😱😍 از خجالت کمی آب شدم!!

بعد هدیه ای کوچولو " یک عدد پیکسل که روش عکس خودشون بود " و کلییی خوشحال شدن و گفتن بزن قدش و از این صوبتااااا😃

.

همین دیروز بود ولی به شدت دلم تنگه براشون😭💔

جـــای پرتقال خالی بود خودش خوب میدونه 😢

#ســـــامـــی_جـــانا😍

Designed By Erfan Powered by Bayan