هفت روز گذشت.. :: نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن mhnevis.blog.ir ferfer

نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن

کلماتی برآمده از وجود من...

هفت روز گذشت..

رفتنت درد داشت...
دردی عمیق..! که حالا حالا ها توان خوب شدن ندارد...
دردی که امروز وقتی برگشتم از مراسمت عجیب بر جانم حس میکردم...
که ساعت ها روی زمین بی حال افتادم تا ساعت ده شب بابا دست به صورتم زد و گفت : ببینم تو خوبی؟ پاشو یه چیز بخور ضعیف شدی...
راست میگفت...بدجور تو این یک هفته اذیت شدم...اذیت نه ، نابود!!
هر روز کل تایم مدرسه را بی اشتها می گذراندم...نزدیک تقریبا هشت ساعت..
خانه هم فکر و خیال تو نمیگذاشت آرام بمانم...
امروز بدتر از همیشه...
تنهامون گذاشتی و جای خالیت با هیچی پر نمیشه...!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan