خانوم بهاری به رنگ نیلوفرای جذاب دنیا... :: نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن mhnevis.blog.ir ferfer

نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن

کلماتی برآمده از وجود من...

خانوم بهاری به رنگ نیلوفرای جذاب دنیا...

شاید اول که دیدمشون ، حس کردم انگار ده سالی هست که میشناسمشون... چهره ای مهربون و آبی ترین نیلوفر دنیا...با لبخندی زیبا که انگار با صورتش عجین شده بود... تمام مدت عشق میکردم و به حرفاشون گوش میدادم... وقتی از خودشون گفتن انگار کمی آینده خودم رو نشون میداد...خانوم دکتر نویسنده ای که توی شعراش میتونی زندگیش رو لمس کنی...میتونی باهاش بری جلو ببینی کجا خورد زمین و دوباره بلند شد ... کجا حالش خوب بود تا لبخند بزنی و کجا از غم لبریز شد اما کم نیاورد ... 

قبلا نویسنده از نزدیک دیده بودم اما نه نویسنده خانوم...نه کسی که بشینه باهام در مورد نوشتن و رسالتی که گردنمه حرف بزنه...لذت بردم از تمام دقایقی که کنارشون بودم...عشق کردم که نزدیکای تولدم با کسی آشنا شدم که فقط شش سال ازم بزرگتره اما تجربه ش برام بهترینه...
باهم عکس گرفتیم...عکسی که میشه زندگی..
میشه یادآور روزای خوب مدرسه و پایان هفده سالگیم که با وجود استاد پرشاد و خانوم بهاری نازنینم لذتبخش ترین روزا شد...
.
سیده مهدیس حجتی...ده اسفند 96
Bah Bah
خیلی به به:)))
خانم نویسنده همسن من :)
تفاوت رو میبینی؟؟ من و خانم نویسنده همسنم.!
تو هم خانم نویسنده خوبی میشی که یکی بخاطر نشستن کنارت، عکس گرفتن باهات، حرف زدن باهات ذوق کنه :)
ای جان دلم پری...تو قشنگ منییی
امیدوارم بشم...واقعا هر روز شرایطش داره بیشتر انگار برام جور میشه:)))
این سه مورد رو اگه بدست بیارم ، میشه جزو خوشبختیای زندگیم😍
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan