پنجمین روز از تابستون... :: نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن mhnevis.blog.ir ferfer

نـوشـتـه هـایـی از جـنس مـن

کلماتی برآمده از وجود من...

پنجمین روز از تابستون...

شروع کردم به نوشتن داستانِ قشنگم:)))

خیلییی ذوق دارم براش چون قراره اتفاقای خوبی در آینده بیفته:))

داستان اینجا نوشته نمیشه ولی احتمالا ، از بعضیا راجبش کمک میگیرم:)


قرار شده تو مسابقه نمک شو جناب سناتور تد شرکت کنم! ولی نه میدونم راجبه چی بنویسم و نه تا حالا طنز نوشتم و نه تجربه کافی دارم! :دی 

لازمه بگم کممممک آقاااا کمککککک😁😂

تقلب؟ 😂😂😂 ای دخترِ بد!😂😂
برای خوندنِ داستانت مشتاقم 😃
نه غزاااله تقلببب نییست کمکههههه😱😂
عزیزدلم:)) فکر کنم یکم زیاااد طول میکشه! :)
چه خوشحالم مهدیس عزیز برای داستانت. امیدوارم خیلی زود بخونمش.
راستی اینستاگرامم بعد اخرین امتحانم راه میفته یعنی ایشالا از جمعه ^_^ 
هلیا جانم:)) دعا کن برام چیزی که در نظر دارم برای داستانم ، درست بشه:)))
ای جااان خووبه پس*_* 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan